| قندعلی و دو دلبرش |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
*
این وبلاگ های من روزانه آپدیت میشد و یه خواننده داشت که اونم خودم بودم، الان که دو فصلی یبار نوشته داره که دیگه هیچ!
*
از دست این ملت که میریزن توی خیابون هم خسته شدم، بابا کار و زندگی من توی خیابونه، نزنید خرابش کنید!
*
شکایت کم ندارم ولی بازم شکایتی ندارم.
شاید مال اینه که خیلی روحم بزرگه...
البته میدونم که بالاخره به شکل عظیمی نابود میشم و میرم پی کارم!
*
اس ام اس من دیشب راه افتاد، منم سو استفاده کردم و تا خوده صبح اس ام اس میزدم که جبران این یک هفته و اندی رو کرده باشم.
*
بفرما آب آلبالو...
*
بالاخره اوضاع و احوالم عوض شد، بدتر شد!
میدونستم که اوضاع همیشه یکجور نمیمونه.
*
هنوزم دلم میخواد برم پی کارم، ولی لامصب سختتر شده این روزا.
*
میخوام یه شورولت کامارو بگیرم، ازون دو درها که روی درش شعله ی آتیش داره و رنگش هم قرمزه، بعد بندازم توی یه جاده ی بیابونی و بگازم و با صدای موتورش حال کنم و اینقدر برم تا ته جاده رو ببینم.
*
این اونوقت یهنی چی؟
یعنی من دارم الکی مینویسم!
*
خالا که اینطوره، همین واسه الان بسه
| لینک |
روزی که رفتم، اصلا دلم واسه اینجا تنگ نشد.
مثه این آدما نبودم که تا اینجا هستن دلشون میخواد برن و وقتی رفتن تازه یادشون میوفته که آی وطن دلم تنگت شده...
الان هم که اینجا هستم، اصلا دلم واسه اونجا تنگ نشده.
دارم زندگی خودم رو میکنم و اصلا هم شکایتی ندارم، تازه کلی هم دارم عشق و حال میکنم :)
| لینک |
با اینکه نمیخواستم، ولی چه کنم که وقت شوهر کردنمه :)
بچه پررو!
بابا استرولوجیکال ساین...
*
عروس خانوم داره مخم رو میزنه...یعنی خودم دارم مخ خودم رو میزنم که بگم بیاد یکم وبلاگ بخونه که یهو نگه جنس بنجل بهش انداختیم :)
**
اس ام اس صبحگاهی هم بد نیستا :)
***
آهای ملت...
همه آماده ی خنده، حالا...
ها ها ها ها ها...
بخندین دیگه، الان نوبت شماس!
| لینک |
شدم عینهو این بچه ١٨-١٧ ساله ها که میخوان واسه اولین بار تنهایی زیرآبی برن!
چه کنم، خیلی وقته این مدلی بیرون نرفتم، اینکه فعلا نمیدونم چکار کنم زیاد خوب نیست و باید خودم رو جمع و جور کنم.
*
خیلی وقت یعنی اینکه:
وطن صبر کن که من دارم میام یکی ازت ببرم :)
**
اگه بشه چی میشه!
***
ملت آهای
همه آماده ی خنده :)
| لینک |
همیشه مسخره بازی در میارم و الان هم که جدی میگم، باید صد و بیست و چهار هزار پیغمبر رو قسم بخورم که کسی خیال نکنه دارم سرکارش میزارم!
اصلا هم پشیمون نیستم :)
*
منم پشت خوشم مخملی شد انگاری...
چه شود!؟
**
هرکی میخواست ببینه من به این روز میوفتم یا نه، الان بیاد یکم هو کنه و کف بزنه و بخنده :)
***
دیروز یه سی دی خریدم تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووپ
اینروزا رو هم میخوام با همین یکی سر کنم.
مهمون هم نمیخوام :)
| لینک |
امروز رفته بودم جام جم، یه زیپو خریدم دوباره، مثه همون عمو فردو خودم، ولی این یکی از سری "سی ٢٠٠٨ " هست.
موندم اسمش رو چی بزارم، چرا دروغ بگم، دلم میخواد اسمش رو بزارم با همونی که خریدمش، یعنی اونی که بین دوتا زیپو این یکی رو انتخاب کرد.
بفهمه خودش رو خفه میکنه :)
| لینک |
نه
انگاری واقعا سٌریدم!
وقتی که من بعد چند ماه بیام اینجا و دو روز پشت سر هم آپدیت کنم و بنویسم، لابد باید یه خبرایی باشه.
| لینک |
رفتم خرید، خورد و خوراک
لباس رو گذاشتم با یکی برم که واسش اونارو بپوشم.
میگم بیارو:
کاپوچینو همینارو دارید؟
میگه:
هان، آره
من:
طعم دیگه ای هم دارید؟
میگه:
والا ما که ازین چیزا نمیخوریم، همینایی که میبینید اینجاس، دیگه نمیدونم.
**********
سوخت...
دلم رو گفتم!
**********
×
دیروز هم خوش گذشت، میگم فیس بوک رو طلاق بدم برم فرندزفید :)
××
راستی، امروز فکر کنم که یکم دلم سرید...
واویلا
خدا بخیر کنه!
دفعه های قبل که ختم بخیر نشد، دیگه حوصله ش رو هم ندارم، اگه مثه قبل باشه که نباید زیاد دلم خوش باشه!
×××
میخوام یکم برم تو خودم، کسی هم با منقاش نیاد این دوروبرا، نمیخوام بیام بیرون.
لااقل الان نه، امشب نه!
××××
ببینم امشب قسمت کی میشم
×××××
اینم امشب من
| لینک |
دیگه کسی نیاد
فعلا دلم گیره.
ببینم اگه این نه گفت بازم خبر میکنم که بیاید سیستم لاو :)
*
عاشق شدم من در زندگانی
**
اینهم اثرات بیکاری!!!!!
| لینک |
نصف شبی
با آهنگی از پنجمین زبونی که حرف میزنم و توی این سالها یاد گرفتم سر میکنم و بد هم فاز میده.
(دلم برای نوشته های شماره دار تنگ شده)
١. روزگار میگذره
٢. شبها رو هم هنوز دوست دارم
٣. دارم میرم که یکم تغییر کنم
۴. همه ی وبلاگ هام رو میخوام حذف کنم
۵. اینکار رو میکنم
۶. شب آخری که دیگه وقت رفتن شده رو با حذف وبلاگ هام اعلام میکنم
٧. یا اون بالای بالا خواهم بود یا نابود و له
٨. دلم میخواد تنها باشم
٩. نمیخوام کسی دل بسوزونه
١٠. هرکی دل سوزوند میزنم لهش میکنم
١١. پس بهتره برم دنبال چیزی که میخوام
١٢. از اول زندگیم یکم پررو بودم
١٣. بیشتر نمیخوام، همه چیز رو میخوام
١۴. اعتراف میکنم که اگر روزی همه چیز داشتم، گذشته رو فراموش خواهم کرد
١۵. تقصیر من نیست، زندگی اینطوری کرد من رو
١۶. این وبلاگ های من هم توی این ۶-۵ ساله سرگرمی خوبی بود
١٧. تفریح بسه
١٨. فکر کنم اون روزی که میگن، یکی از همین روزا باشه
١٩. زیاد هم دور نیست
٢٠. نزدیکه، بمون تا بیام
٢١. تا حالا توی زندگیم عاشق سه نفر بودم، از مدل خراب آباد
٢٢. نمیخوام با کسی که دوستش دارم زندگی کنم
٢٣. میخوام با کسی زندگی کنم که اون منو دوست داره
٢۴. میخوام هروقت که از دست کسی خسته شدم ولش کنم برم
٢۵. سگ مصب دل نیست
٢۶. لامصب دریا و اقیانوسه
٢٧. در کمتر از چهار دقیقه رسیدم این شماره
٢٨. اینروزا بیشتر به خداحافظی و طلب حلالیت از ملت بیخدا میگذره
٢٩. بالاخر میتونم بعد از سالها تا چند وقت دیگه راحت بخوابم
٣٠. همچنین بدون برنامه بیدار شم
٣١. اگر این آخرین تلاشم نتیجه نداد، نمیدونم دیگه چکار کنم
٣٢. اعتراف میکنم که کسی رو ندارم که ازم حمایت کنه
٣٣. پلی نبود، ولی اگر هم بود خودم خرابش کردم
٣۴. میدونستم که دارم خرابش میکنم، خودم خواستم که خراب بشه
٣۵. پلی که خراب بشه، همون بهتر که نباشه
٣۶. میشه یا نمیشه، زیاد مهم نیست
٣٧. به این نتیجه رسیدم که همه چیز رو میشه با پول خرید
٣٨. حتی چیزایی رو که میگن قیمت نداره
٣٩. وقتی من قیمت دارم، همه کس و همه چیز قیمت داره
۴٠. باور هم نمیکنید به من ربطی نداره
۴١. روزی که داشتم و همه رو با هم خریدم، میام بهتون میگم
۴٢. تا مهر سال آینده وقت دارم
۴٣. روزگار هم میگذره
۴۴. میخوام روزی برسه که هرکار دلم میخواد بکنم، بدون اینکه ناراحت بشم
۴۵. میگن نمیشه، حالا بزار من امتحان کنم
۴۶. اگر بشه چی میشه
۴٧. اگر هم نشه که چیزی نمیشه
۴٨. سه دهه جاه طلب نبودم و به جایی نرسیدم
۴٩. زیباترین قسمت زندگی من اینه که کسی مقصر خرابکاری های من نیست
۵٠. فعلا بسه، حرف زیاد دارم، ولی حوصله ام کمه
*
اگر وبلاگ هارو بستم، دوباره یروزی یکی دیگه باز میکنم!
| لینک |
این روزها حرفی برای گفتن ندارم.
بیشتر دارم خاطره مرور میکنم :)
خوب و بد
بعضی وقتا یکم حالم گرفته میشه و بعضی وقتا اون بالا بالاها سیر میکنم.
*
خوب بود ولی بس بود رو الان میفهمم یعنی چی :)
| لینک |
میخوای بگی خارجی هستی...خب باشه
میخوای بگن به به چه لهجه ای...خب باشه
ولی جان عزیزت اگر چیزی رو نمیدونی با اون لهجه ی ضایع تلاش نکن که توضیحش بدی، یک کلام بگو نمیدونم تا خودم برات به فارسی توضیح بدم که کسی نفهمه مثلا تو نمیدونستی و به بقیه هم بگو به فارسی به من چیزی یاد دادی.
جان عزیزت یادت نره که شاخ گاو و شاخ گوزن دوتا کلمه ی متفاوت هستن.
Horn
شاخ ساده مثل مال گاو
مثل مال من!
Antler
شاخ مثل مال گوزن
همونی که میخواستی بگی و نمیدونستی
*
جان عزیزت دیگه جلوی من برای خارجی ها اظهار فضل نکن.
نه من خوشم میاد و نه خارجی ها..
| لینک |
یک
دلیلی نداره که کسی کامنت بزاره که یعنی اینجا هم خواننده داره!
نویسنده یادش میره کجا مینویسه، خب خواننده حق داره!!
دو
واقعا برای اولین بار هم نمیشه که واسه خودم تصمیم بگیرم؟
سه
روزی و روزگاری
دلم واسه خیلی چیزا تنگ شده...
چهار
برای اونروزا، یه چیزی رو جا میزارم و میرم...
کسی نمیخواد چیزی بگه؟
گریه و زاری نمیخوام، لااقل یه چیزی بگید که دلم خوش باشه دارم میرم.
پنج
عمرا اگه این یکی شوخی باشه
شش
اگه بابام پرسید، یکی بهش بگه که رفتم دنبال زندگی خودم و زیاد هم مهم نیست چی میشه...
شاید یه استراحت، بمدت نامعلوم و شاید طولانی کار رو درست کنه!
هفت
این عدد رو دوست ندارم
هشت
این عدد رو دوست دارم
نه
سرگرمی های اینروزای من شده بازی!
ازین بدتر نمیشه...
ده
شاید تونستم به چیزی که میخوام دست پیدا کنم.
نه آدمه نه چیز دیگه ای!
یازده
یه چیزی داخل داره داد میزنه برو پی کارت بابا.
این حرفها چیه؟
برو پی کارت...
دوازده
دلم میخواد همه ی وبلاگ هام رو حذف کنم بعد برم پی کار و زندگی...
تا ببینم چی میشه!
| لینک |
اگه بگم دارم میرم دنبال زندگیم کسی باورش میشه؟
خودم هم باورم نمیشه!
شما که دیگه حق دارید :)
| لینک |
ریپی اومدیم و هر زبونی بلد بودیم یه چیزی گفتیم و اون پا به پای من اومد... هی من گفتم و سوال کردم اونم هی جواب داد و حرف زد... رفتیم و رفتیم تا اینکه اون گفت و سوال کرد ولی من نتونستم جواب بدم و گفتم: انا دیس لنگوئیج بیلمیرم! باید برم کره ای یاد بگیرم و پوزش رو بزنم.
| لینک |
به یاد همه ی معشوقه های زندگانی من...
از کمتر از ۴ روز داشتم تا فراتر از ۴ سال...
خدا همتون رو حفظ کنه ولی خودتون که میدونید بعضی هاتون زیاد شامل این دعا نمیشید...
*
اینم از دردسرهای زندگی با من هست!!!
| لینک |
یکم
زیر آسمون این شهر حتی دیگه مرگ رو هم به مساوات تقسیم نمیکنند.
الان چند وقتی هست که یکی منتظره.
دوم
با یکی که اقدام خودکشی کرده بود حرف میزدم، میگفت:
شما نه تنها خدمتی به من نکردید با نجات دادنم، بلکه دردسرهام رو هم چند برابر کردید و الان باید واسه اون اقدام به خودکشی هم جواب چس بدم!
سوم
اگه واسه آخرین بار عوض شم و دیگه هیچوقت مثل قبل نباشم، اونوقت کمتر دردسر دارم؟
چهارم
میخوام برم کچل کنم
اینقدر بهم میاد...
میشم عین شامپانزه
پنجم
قطبی نسخه ی خودش رو پیچید!
عجب مصاحبه ای...
ششم
دارم فکر میکنم
هفتم
این نوشته رو تا صد ادامه میدم، پس فعلا پینگ نمیکنم :)
| لینک |
آخرین تیرم رو میخوام شلیک کنم.
به هدف بشینه دیگه میرم کنار...
به هدف نشینه باید برم کنار...
به هر حال اینطوریاس!!!
| لینک |
گوسفند رو فرستادم بره یخ بخره، اونوقت بعد از دو ساعت با ۴ تا کیسه ی آب میاد!
میگم این چیه؟
میگه وقتی خریدم دوستم زنگ زد و گفت برم پنج دقیقه ببینمش!
بعد اینطوی شد!
حالا ۴ تا کیسه آب دارم اینجا :)
زنگ بزنم امشب یکی دیگه یخ رو تامین کنه!
| لینک |
بگو دو ریال چیز بلدم؟
نه!
خودم هم میدونم
*
بزار بکار خودم برسم.
تو خوبی
من رو هم بزار به زندگی خودم برسم...
| لینک |
شاکی ام.
نافرم
اینقدری که میتونم به ننه بابام بگم که چرا من اینجام
شاکی ام.
نافرم
*
فقط خودم میفهمم یعنی چی
| لینک |
وبلاگ دیگه دفترچه ی خاطرات باکلاس هم نیست...
هیچی نیست بجز یه چیزی که که توش ننویسی باید وجدان درد بگیری.
چند سال میشه که من دارم مینویسم؟
از سال ٨١ ؟؟؟
بابا ای تاریخچه ی وبلاگ فارسی :)
*
اگه یه وبلاگ رو نگه داشته بودم...
| لینک |
دیشب به سبک قدیما
روزای مجردی...
رفتم یکی ازون خونه های فساد...
ازونایی که ملت دور و بر لوله ها میچرخن و میرقصن
خوشم میاد...
*
خاک تو سرم؟
خودم میدونم...
لازم نیست که کسی بهم بگه :)
| لینک |
دیگه آهنگ هایی رو که گوش میدادم گوش نمیدم!
ریانا و دیستربیا رو دریاب...
شاید باید برگردم و آلبوم های قدیمی رو گوش کنم :)
| لینک |
واقعا خیال میکنم که من مثال بارز حروم کردن وقت و شانس های طلایی هستم.
کی تموم میشه؟
نمیدونم...
ولی تموم میشه!!!
| لینک |
I'm tryin to get me a Maybach
how you "mf" gonna tell me don't say that
you the ones where we learned it from
I heard nigga back in 1971
| لینک |
نمیدونم ته خط اینه یا نه!
ولی کم کم دیگه دارم خسته میشم.
میخوام برگردم برم سر زندگی معمولی ولی نمیشه.
دیگه خسته شدم از بسکه روز و شب بیداری کشیدم و فکر کردم!
*
شاید امشب دوباره به سبک اونروزا، اون قدیما...
چندین ده تا و شاید هم بیشتر پست داشتم.
| لینک |
پدر عشق بسوزه که هرچی داشتم رو به باد داد.
عاشق شده بودم ولی از هفته ی گذشته تا امروز عشقی در وجودم ریشه کرد و همچی سریع رشد کرد که هرچی داشتم و نداشتم را رو کردم و بهش رسیدم.
حتی آیفون عزیزم رو ول کردم.
از خدا پنهون نیست و از شما هم پنهون نباشه. که بنده هفته ی گذاشته یهو عشق ورتو شدم و هرچی هی خواستم نخرم، دیدم که نه نمیشه!
بالاخره اینور رفتیم و اونور رفتیم و این بانک و اون بانک و این کارت و اون کارت و هرچی پول داشتم و جمع کردم و حتی پولهای روز مبادا و زیر فرش و توی قلک و توی بالش رو و همه رو روی هم گذاشتم و رفتم یه ورتو فراری ١٩۴٧ و بقول خودشون لیمیتد ادیشن خریدم.
پدر عشق بسوزه که با من چه ها نمیکنه.
دیگه با این اوصاف چیزی در بساط ندارم.
*
همینک نیازمند یاری سبزتان هستیم
قندعلی و دو دلبر
| لینک |
با یکیشون اومدم دریا
ای جای همه ی شما خالی :)
یکم دیگه داه زیادیم میشه، فکر کنم کارم دیگه داره تموم میشه که خدا اینقدر بهم حال میده و نه سنگی نه ریگی نه گرد و خاکی جلوی پام میندازه و تازه کلی هم حال میده.
من که از اولشم ناشکر نبودم :)
| لینک |
اوضاع یکم پیچیده شده.
خوشی که زده زیر دلم و زندگی هم بر وفق مراد هست و دردی نیست بجز دوری شبانه از یکی از دو دلبر.
خوش خوراکم نه؟
این روزا کمتر حرف میزنم و بیشتر تلاش میکنم فکر و خیال نکنم.
روزانه زندگی میکنم و برام مهم نیست که زیاد وقت ندارم و بالاخره روزی میرسه که یهو همه چی میریزه روی سرم!
ولی بیخیال، تابستون رو بچسب و این دوتا رو.
بقیه ش هم مهم نیست.
چند هفته ی دیگه وقت دارم؟
هر چند هفته 
یه موسسه ی خیریه نیست این قبض های موبایل منو پرداخت کنه؟
من قول میدم کلی کارهای خیرخواهانه براشون انجام بدم، ازونایی که تو نیکی میکن و در دجله انداز...
ازین مدل های کمیاب در این دوره زمونه!
| لینک |
امروز صبح داشتم آهنگ یه دل دارم و دو دلبر رو گوش میکردم و یهو زد به سرم که اینو بسازم و ببینم بعد از عادل مشرقی و حمید هامون و بندیلک و بطری بقیه ی وبلاگ ها این یکی رو چقدر میتونم نگه دارم.
قبلی که خوب بود ولی خب رفت بایگانی.
اینم در دوحالت میره بایگانی
۱) دوتا دلبرهای من بشن سه تا
۲)خیابان پنجم تعطیل بشه
*
یا خودم نابود بشم.
**
شکل و شمایل وبلاگ هم که برای همه ی خوانندگان ثابت و ناثابت اینجا آشنا هست و لینکدونی صلواتی هم که چندین سال هست براه و دیگه خودتون موندید و این وبلاگ و من که صاحبشم.
***
توی این وبلاگ میخوام از تگ هم استفاده بکنم، میگن کلاس داشته بید 
| لینک |

